جدیدترین اخبار بازی | بازی های رایانه ای

جدیدترین اخبار بازی های رایانه ای

جدیدترین اخبار بازی | بازی های رایانه ای

جدیدترین اخبار بازی های رایانه ای

  • ۰
  • ۰

در همین ابتدای مطلب و قبل از شروع مقاله باید عرض کنم جای خوشحالی دارد که وبسایت گیمفا آن قدر بزرگ و شناخته شده گردیده است که یکی از بزرگترین کمپانی های دنیا مانند یوبیسافت ما را به رسمیت شناخته تا یکی از بزرگترین و مورد انتظارترین عناوین نسل هشتم خود با نام Far Cry 5 را همزمان با معتبرترین وبسایت های دنیا مثل آی جی ان و گیم اسپات، در اختیار گیمفا نیز قرار دهد و ما بتوانیم بازی را خیلی زود و همزمان با نقدهای جهانی برای کاربران عزیزمان بررسی کرده و کاربران ما نخستین کسانی باشند که در ایران، بررسی این عنوان بزرگ را می توانند مطالعه نمایند که از این بابت بسیار خشنودیم و افتخار می کنیم. بگذریم… متوجه شدید که این مطلب به نقد و بررسی بازی Far Cry 5 اختصاص دارد که امروز برای پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر خواهد شد و قصد داریم تا همزمان با نقدهای جهانی، این عنوان را از تمام زوایای ممکن در تمام بخش ها برای شما عزیزان بررسی نماییم تا بتوانید راحت تر در مورد خرید یا عدم خرید این بازی تصمیم گیری نمایید. پس اگر به هر طریقی به عنوان Far Cry 5 علاقمند هستید پیشنهاد می کنم تا در ادامه مطلب “نقد و بررسی بازی Far Cry 5” با بنده و گیمفا همراه شوید.

Far Cry 5 بدون شک یکی از ۲ بازی برتر سری بزرگ فارکرای در کنار نسخه سوم محسوب می شود و باید بگویم اگر دنبال یک بازی تک نفره یا کواپ می گردید که حداکثر لذت ممکن را از آن در ادامه تعطیلات ببرید قطعا و بدون هیچ شکی Far Cry 5 انتخاب اول است که از بازی کردن آن شگفت زده خواهید شد.

آنچه گذشت…

در ابتدای این مطلب بد نیست تا مقداری در مورد تاریخچه این سری بزرگ صحبت کنیم تا شما عزیزان هر چه بیشتر با پیشینه این فرنچایز آشنا شوید. فرنچایز بسیار محبوب و بزرگ Far Cry با وجود این که یکی از بزرگترین سری عناوین شوتر اول شخص در دنیا و یکی از بزرگترین فرنچایزهای کمپانی بزرگ یوبیسافت به حساب می آید، در طول سال ها و دوره ۱۴ ساله خود، فراز و نشیب های زیادی داشته است و گاهی به حد یک بازی معمولی یا خوب رسیده است و گاهی یک شاهکار و یکی از بهترین بازی های سال را شاهد بوده ایم. نسخه اول و شروع یک فرنچایز همواره بسیار مهم است و مهم ترین نقش را در مطرح شدن آن سری و افتادن نام آن بر سر زبان ها دارد که در این زمینه سری Far Cry فوق العاده عمل کرد. در واقع این سری  شروع بسیار خوبی داشت و نسخه اول Far Cry نوید خلق یک فرنچایز زیبا و قدرتمند را داد و طرفداران زیادی را هم در سراسر دنیا برای خود دست و پا  کرد. این بازی که در سال ۲۰۰۴ برای رایانه های شخصی منتشر گردید موفق شد تا امتیاز متای فوق العاده ۸۹ را کسب نموده و تبدیل به یک نام بزرگ در صنعت بازی شود.

تعمیر کامپیوتر در محل اصفهان


باید اعتراف کنم که اصلا قبل از تجربه Far Cry 5 فکر نمی کردم بازی تا این حد خوب و جذاب باشد و در بهترین حالت با این که همیشه عاشق این سری بوده ام، فکر می کردم با یک بازی فقط خوب و جذاب طرف باشم و انتظار نداشتم که با این دنیای فوق العاده و این حجم محتوا که مثل بازی های نقش آفرینی است روبرو شوم

 نسخه دوم این سری با انتشار خود در سال ۲۰۰۸ مقداری کار را خراب کرد و با این که بازی خوبی بود ولی نتوانست در حد و اندازه های عنوان اول ظاهر شود و بسیاری از بازیبازان را از این سری ناامید کرده و برای خیلی ها این طور به نظر می رسید که این سری تنها یک جرقه بوده است زیرا که Far Cry 2 هیچ نشانی از شادابی و طراوت بازی اول را نداشته و شدیدا در چرخه تکرار و طراحی های بی روح و مرده گیر افتاده بود. ابن طور به نظر می رسید که بعد از عنوان Far Cry 2 این سری دیگر نمی تواند به شکوه و عظمت نسخه اول بازگردد و موفقیت های آن را تکرار نماید و در واقع کمتر کسی فکرش را می کرد که این سری با یک شاهکار و یکی از برترین شوترهای اول شخص تاریخ بازی های رایانه ای بازگردد، اما یوبیسافت این اتفاق را رقم زد، آن هم به بهترین شکل ممکن و با شاهکاری به نام Far Cry 3 که چشم های صنعت بازی را خیلی بیشتر از بازی اول سری به خود خیره کرد و کلا نسخه دوم را از یاد همه برد. عنوان زیبای Far Cry 3  توسط استودیو Ubisoft Montreal  ساخته شده و در سال ۲۰۱۲ توسط یوبیسافت در نسل هفتم منتشر گردید. این عنوان پس از انتشار موفقیت های بسیار عالی را کسب کرده و بازخوردهای بی نظیری را از سوی منتقدان و طرفداران دریافت نمود تا نهایتا امتیاز متای فوق العاده عالی ۹۱ را کسب نماید و تبدیل به بهترین بازی این سری، یکی از موفق ترین عناوین یوبیسافت و یکی از برترین شوترهای اول شخص تاریخ شود.

سلاحاتون رو ببرید بالا، عقلهاتون رو بذارید زمین…

 پس از موفقیت رویایی نسخه سوم، یوبیسافت که خوشش آمده بود سریعا دست به کار شد و Far Cry 4 را معرفی و دو سال بعد از بازی سوم در سال ۲۰۱۴ آن را به عنوان یک بازی بین نسلی برای پلی استیشن ۳، پلی استیشن ۴، رایانه های شخصی، ایکس باکس ۳۶۰ و ایکس باکس وان منتشر کرد که خوشبختانه این بازی زیبا نیز با این که در حد بازی شاهکار سوم ظاهر نشد ولی بسیار لذتبخش بوده و یکی از برترین شوترهای اول شخص نسل هفتم و هشتم قلمداد می شود. متاسفانه بعد از Far Cry 4 یوبیسافت تصمیمی عجیب و طمع کارانه گرفت و بازی اسپین آف Far Cry Primal که در عصر حجر دنبال می شد را معرفی و منتشر کرد. باید گفت هنوز که هنوز است به شخصه اصلا نمی دانم که آیا اصلا می شود به Far Cry Primal گفت Far Cry یا خیر! یوبیسافت به صورت زیرکانه ای از همان کلیت نقشه بازی Far Cry 4 دوباره استفاده کرد تا بازی جدیدی را به فروش برساند که با این که عنوان بد و ضعیفی نبود، اما هرگز در سطح بازی های خوب سری اصلی ظاهر نشد و Far Cry  شروع خوبی در نسل هشتم با اولین عنوانی که فقط برای این نسل ساخته می شد، نداشت.

تک تک شخصیت هایی که در بازی با آنها برخورد داریم از آنتاگونیست اصلی بازی و شخصیت های منفی دیگر گرفته تا همراهان شما و افرادی که در جبهه شما قرار دارند، هر کدام برای خود یک شخصیت کامل و پیچیده و بسیار عالی پردازش شده هستند که شما را به فکر وا می دارند و بازیباز با هر کدام از آن ها به شکلی رابطه برقرار می کند و این توانایی را دارند که کاری کنند که تا مدت ها در یاد شما باقی بمانند.

بعد از Far Cry Primal بسیار ی از بازیبازها منتظر معرفی یک نسخه جدید و اصلی از این فرنچایز فوق العاده محبوب و زیبای یوبیسافت بودند که سرانجام نسخه پنجم آن با نام Far Cry 5 قبل از نمایشگاه E3 2017  توسط یوبیسافت به صورت رسمی معرفی شده و انتشار آن نیز برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی تایید گردید. نمایش هایی که قبل از انتشار Far Cry 5 از این بازی زیبا دیدیم سبب شد طرفداران اصطلاحا بسیار هایپ شده و این بازی تبدیل به یکی از مورد انتظارترین عناوین سال ۲۰۱۸ گردد. زمان گذشت و سرانجام به روز انتشار بازی Far Cry 5 رسیده ایم تا همزمان با تمام سایت های معتبر دنیا، این بازی را برایتان بررسی نماییم.

ببین اگه نخوای بری بهشت غلط میکنی! یا می کشیمت یا از راه ما برو بهشت!

اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید باید بمیرید

داستان، روایت و شخصیت پردازی همواره یکی از بهترین بخش های عناوین فارکرای بوده اند و حتی در عنوانی مانند فارکرای ۲ و پریمال که جزو ضعیف ترین بازی های این سری محسوب می شوند، روند روایت داستان و شخصیت ها مناسب و جذاب بوده اند و همیشه بازی های این سری توانایی این که بازیباز را از لحاظ داستانی به خود جذب کرده و او را علاقمند به فهمیدن ادامه داستان نگاه دارند، در اختیار داشته اند و بعضا شخصیت های بسیار جذاب و فوق العاده ای را نیز مخصوصا در قالب آنتاگونیست های این سری شاهد بوده ایم که بی شک نقطه اوج داستان و شخصیت پردازی در این سری بازی فارکرای  ۳ با حضور یکی از برترین آنتاگونیست های تاریخ یعنی واس مونته نگرو بوده است.

خیلی کیف خواهید کرد با این شخصیت های فوق العاده…

خوشبختانه باید بگویم اکنون در بازی پنجم نیز این سنت به بهترین شکل و حتی بهتر از اکثر عناوین سری حفظ شده است و شاهد شخصیت هایی بی نظیر و عالی پردازش شده هستیم و این موضوع در بازی پنجم فقط محدود به یک نفر نیست و تقریبا تک تک شخصیت هایی که در بازی با آنها برخورد داریم و به ویژه آنتاگونیست اصلی بازی، جوزف سید (که خوشبختانه انگار قانون است همیشه در سری فارکرای خفن باشد!) و همین طور همراهان شما و افرادی که در جبهه شما قرار دارند هر کدام برای خود یک شخصیت کامل و پیچیده و بسیار عالی پردازش شده هستند که شما را به فکر وا می دارند و بازیباز با هر کدام از آن ها به شکلی رابطه برقرار می کند و این توانایی را دارند که کاری کنند که تا مدت ها در یاد شما باقی بمانند.  با توجه به این که بازی تازه امروز منتشر شده و هنوز هیچ کدام از شما عزیزان آن را تجربه نکرده اید در این مطلب ابدا داستان بازی را برای شما اسپویل نخواهیم کرد و تنها به کلیتی از آن و بررسی کیفیت و عمق داستان و شخصیت ها و کیفیت روایت آن، اکتفا خواهیم کرد.

داستان هایی که بر اساس و پایه مبارزه با فرقه های مذهبی تند رو و دیوانه هستند اگر با روایت و شخصیت هایی جذاب و قدرتمند ترکیب شوند می توانند یک داستان به یادماندنی را رقم بزند که خوشبختانه همین اتفاق دقیقا در بازی Far Cry 5 رخ داده است

اساس کلی داستان بازی  Far Cry 5 همان طور که قبلا نیز می دانستیم به نوعی بر اساس مقابله با یک حکومت و فرقه ظلم و جهل است که در باورها و اعتقادات مردم به زور خود را جای داده است و با استفاده از سلاح قدرتمند اعتقادات و باورها دارد بر مردم حکومت می کند. داستان Far Cry 5 در یک سرزمین خیالی به نام Hope County, Montana  رخ می دهد که شخصی به نام Joseph Seed  که یک مبلغ مذهبی است به نوعی بر آن حکومت می کند. او معتقد است که یک برگزیده و انتخاب شده از سوی خداست تا از مردم Hope County در برابر یک فروپاشی قطعی یا “inevitable collapse” محافظت نماید و جامعه ای را تحت نام “دروازه بهشت” یا Eden’s Gate  پدید آورده است.

یعنی مگه اصلا حرفی هم باقی می مونه دیگه؟ می شود برای توضیح کل گرافیک بازی همین یک تصویر را گذاشت.

در ظاهر، این جامعه در مسیر دستیابی به هدف الهی برای محافظت از مردم ساخته شده است ولی در واقعیت جوزف یک مبلغ مذهبی رادیکال، افراطی و تند رو است و جامعه او نیز در واقع یک فرقه قاتل نظامی آموزش دیده است. افراد او به زور و با خشونت هر چه تمام تر با مردم رفتار کرده و از هر گونه تماس آن ها با دنیای بیرون برای کمک خواهی جلوگیری به عمل می آورند. حال در این بین قطعا مخالفان و معترضانی به پا خواهند ایستاد تا با این ظلم مبارزه کنند و این در واقع وظیفه شخصیت اصلی داستان و گروه اوست تا در برابر این دیوانه تند روی قاتل قدعلم کرده و او را شکست دهند و به این ترتیب داستان بازی شکل می گیرد که در واقع اگر دقت کنید، مانند همیشه داستان مقاومت و مبارزه یک گروه در برابر حاکم ظالم در یک منظقه جدا افتاده از بقیه دنیا است و در بازی های این فرنچایز تقریبا همیشه همین موضوع را شاهد بوده ایم، حالا چه مبارزه با واس و رییس او باشد و چه مبارزه با پاگان مین در نسخه چهارم و چه حالا مبارزه با جوزف سید در بازی پنجم.

تو اینجا به این میگن خرس وسط!!

به طور کلی باید گفت داستان هایی که بر اساس و پایه مبارزه با فرقه های مذهبی تند رو و دیوانه هستند، اگر با روایت و شخصیت هایی جذاب و قدرتمند ترکیب شوند می توانند یک داستان به یادماندنی را رقم بزند که خوشبختانه همین اتفاق دقیقا در بازی Far Cry 5 رخ داده است. در نهایت در خصوص کلیت بخش داستانی، روایت و شخصیت پردازی در بازی Far Cry 5 می توانیم بگوییم از منظر داستان و روایت، این بازی تاکنون برترین نسخه در سری فارکرای به حساب می آید و سازندگان موفق شده اند تا داستانی جذاب و هیجان انگیز و شخصیت های مثبت و منفی عمیق و به یادماندنی و پرتعدادی را برای بازیبازان خلق نمایند.

گرافیک بازی خیلی سرحالتان می آورد… واقعا زیباست

به Hope County خوش آمدید… 

بازی های گوناگون سری Far Cry همواره از لحاظ گرافیک و جلوه های بصری جزو برترین های نسل خود بوده اند (اگر پریمال را در نظر نگیریم) و معمولا شاهد دنیایی بسیار خوش آب و رنگ و بی نهایت زیبا و سرسبز (در نسخه های اول و سوم و چهارم) بوده ایم و نسخه دوم هم که در محیطی بیابانی تر و غیر سرسبز دنبال می شد، باز هم گرافیک بالایی داشت و از لحاظ فنی و هنری در وضعیت خوبی قرار داشت. در واقع باید گفت عناوین Far Cry همواره یک سطح استاندارد و زیبا از لحاظ بصری را داشته و همیشه بازی هایی خوش گرافیک محسوب شده اند. اکنون و بعد از تجربه بازی Far Cry 5 باید خدمت شما عرض کنم که در نسخه پنجم سری و در عنوان Far Cry 5 نیز وضعیت به همین شکل است و این بازی یکی از خوش آب و رنگ ترین و سرزنده ترین و از همه مهم تر متنوع ترین جلوه های بصری را بین عناوین نسل هشتم تا به امروز داراست.

الده اسنایپرمنده!!

در واقع  Far Cry 5 نیز به مانند همیشه در این سری شاهد یک گرافیک شسته و رفته و زیبا و محیط های بسیار متنوع از لحاظ طراحی هنری و یک بازی با ثبات و بدون مشکل و باگ و .. از منظر گرافیک فنی هستیم. در زمینه گرافیک هنری سازندگان و طراحان محیط کار بسیار عالی و قابل تحسینی را انجام داده اند و در طراحی محیط‎‏های مختلف و خلق مناطقی زیبا در بازی سنگ تمام گذاشته اند. بازی به شکل هنرمندانه ای مناطق مختلف و متنوع را به تصویر می‎کشد و الحق که در زمینه طراحی و گرافیک هنری هیچ چیزی کم ندارد. طراحان بازی بی نظیر عمل کرده اند و سرزمین خیالی Hope County را به زیبایی هر چه تمام تر در بازی خلق کرده اند و هر جور محیطی که فکرش را بکنید، در Far Cry 5 شاهد خواهید بود و از مناطق جنگلی و سرسبز و زیبا تا مزارع گندم و کلیسا و خانه های محلی و ….همه و همه در بازی خلق شده اند تا تنوع فوق العاده ای را در بازی شاهد باشیم.

فقط کفتر میایه… هیچی دیگه نمی یایه!!

دنیای بی نهایت خوش آب و رنگ و زیبای این بازی ما را تا حدودی از لحاظ کیفیت به یاد شاهکار نسخه سوم این فرنچایز می اندازد و تماشای بخش های مختلف دنیای بازی از مزارع زیبای گندم تا کلیسا و تابش نور خورشید بر دشت ها و مناطق جنگلی و زیبای بازی با آن تنوع و رنگ بندی فوق العاده ای که دارند، بسیار لذتبخش و جذاب است. خوشبختانه Far Cry 5 از لحاظ گرافیک فنی نیز بسیار خوب عمل می کند و در بازی جز در یکی دو مورد خیلی ریز شاهد باگ های مختلف و لگ و افت فربم و … نبودم و بازی ثبات بالایی دارد.  کیفیت بازی در هنگام تجربه کو اپ نیز بسیار بالاست و شاهد موارد گرافیکی مشکل ساز مثل لگ و باگ و .. نیستیم. افکت‎های آتش و انفجارها در بازی فوق العاده است و این کیفیت را تاکنون در کمتر عنوانی شاهد بوده ایم و واقعا افکت های گرافیکی مختلف در بازی عالی کار شده اند و بهتر هم اینجاست که این افکت ها حتی در سنگین ترین و شلوغ ترین حالات، حتی ذره ای هم افت فریم نمی دهند.

بفرمایید خواهش میکنم… چرا پا شدید… دو دقیقه اومدیم خودتونو ببینیم!! عیدی نمیخوام من اصلا!

نورپردازی بازی فوق العاده طبیعی و واقعیست و Hope County با این نورپردازی کاملا نسل هشتمی و بی نظیر بسیار زیباتر هم به نظر می رسد. در بازی بارها و بارها در مناطق مختلف و در دوردست ها چنان مناظری را می بینید که شما را شگفت زده می کنند و یا هنگامی که با هواپیما بر روی دنیای بازی در حال پرواز هستید دلتان می خواهد که همین طور به صورت تفریحی مدتی در هوا بچرخید و از مناظر لذت ببرید و اسکرین شات بگیرید. 

تعمیر کامپیوتر در محل اصفهان

وقتی در آسمان و در حال پرواز با انواع وسایل مختلف و یا لباس پرواز خود هستید و به پایین و مناظر بازی می‎نگرید قطعا با من هم عقیده خواهید بود که یکی از برترین و زیباترین چشم‎اندازها و گرافیک‎هایی که تاکنون در نسل هشتم دیده‎اید را مشاهده خواهید کرد و به قدری زیبا و چشم‎نواز هستند که دوست ندارید فرود بیایید و تنها می‎خواهید پرواز کنید و لذت ببرید. البته خوبی اش این است که وقتی پایین بیایید نیز چیزی از این زیبایی کم نمی‎شود و باز هم مناظر و محیط‎های بازی و کیفیت آن‎ها واقعا عالی و با کیفیت کار شده است.

افکت‎های آتش و انفجارها در بازی فوق العاده است و این کیفیت را تاکنون در کمتر عنوانی شاهد بوده ایم و واقعا افکت های گرافیکی مختلف در بازی عالی کار شده اند و بهتر هم اینجاست که این افکت ها حتی در سنگین ترین و شلوغ ترین حالات، حتی ذره ای هم افت فریم نمی دهند.

باید اذعان داشت که کار سازندگان در مورد گرافیک هنری Far Cry 5 واقعا قابل تحسین است و این کیفیت طراحی بالا، نشان دهنده ذوق هنری و البته توانمندی طراحان بازی است که آن را به زیباترین شکل ممکن خلق کرده اند و البته انصافا هم از همان نسخه اول فارکرای تا کنون هرگز غیر از این نبوده است. در مجموع از منظر بصری در مورد بازی Far Cry 5 باید گفت شاهد یک بازی کاملا خوش آب و رنگ و زیبا و نسل هشتمی واقعی هستیم که می تواند سخت گیر ترین طرفداران و منتقدان را راضی نگاه دارد. همچنین بازی از لحاظ ثبات اجرا و همچنین طراحی مراحل و تنوع آن ها نیز موفق عمل کرده و مانند عناوین قبلی این سری و حتی برتر از آن ها خوش می درخشد. بازی از لحاظ بصری کاملا به ریشه های این سری وفادار است و بدون شک یک طرفدار این فرنچایز با دیدن چند تصویر از محیط این بازی می تواند تا حدود زیادی حدس بزند که این تصاویر مربوط به یک عنوان Far Cry هستند.

همیشه اعضای فرقه ها پاک دیوانه اند..

هر چه از یک شوتر اول شخص می خواهید اینجاست… حتی فراتر از آن

در زمینه گیم پلی عنوان Far Cry 5 به مانند همیشه یک بازی در ژانر شوتر اول شخص و اکشن ماجرایی جهان آزاد است که بازیباز می تواند در دنیای بزرگ آن به صورت کاملا آزادانه به صورت پیاده یا با وسایل نقلیه گوناگون گشت و گذار کند. نکته اصلی  در گیم پلی Far Cry 5 ، نوآوری ها و المان های جدیدی است که به گیم پلی بازی افزوده شده و به نوعی می توان گفت رنگ و بویی از نقش آفرینی به بازی بخشیده است و سازندگان بازی این المان ها را برای افزودن تنوع بیشتر به Far Cry 5  و خارج کردن آن از حالتی تکراری، به کار گرفته اند و با همین تصمیم، حال و هوای جدیدی را به بازی بخشیده اند. در واقع در دوره ای که سازندگان عناوین اکثر سبک ها از اساسین گرفته تا بازی های دیگر، همگی برای عمیق تر شدن گیم پلی عناوینشان در حال افزودن المان های نقش آفرینی به بازیهایشان هستند، استفاده از این المان ها در بازی  Far Cry 5 نیز تصمیم درستی بوده است. یکی از این بخش های جدید در بازی Far Cry 5 مربوط به بخش خلق شخصیت است که تا به حال در تمامی بازی های قبلی این سری، پروتاگونیست بازی شخصیتی ثابت و از پیش تعیین شده از لحاظ ظاهری و … بود، اما در Far Cry 5 شما می توانید در ابتدای بازی شخصیت خود را از لحاظ ظاهری کاملا شخصی سازی کنید و رنگ پوست و جنسیت و … را به دلخواه خود انتخاب نمایید که یک موضوع کاملا جدید در این سری محسوب می شود و بیشتر در بازی های نقش آفرینی شاهد این قابلیت بوده و هستیم.

یعنی مطمئنم که اکثر بازیبازهای دنیا این سگ بی نظیر رو از کل شخصیت های هماره بازی بیشتر دوست خواهند داشت. یکی از بهترین حیوانات همراه در تاریخ بازی های رایانه ای…

در بازی گستره قابل توجهی از سلاح های دورزن و نزدیک زن و انفجاری و .. برای مبارزه با دشمنان در اختیار بازیباز قرار دارند که البته همواره در این سری تنوع سلاح های گرم یک نکته کلیدی به حساب آمده است. اما موضوع جدیدی که در Far Cry 5 لحاظ شده است، در بخش مبارزات نزدیک یا Mele  است که تا کنون و در بازی های قبلی تمرکز زیادی بر روی آن وجود نداشت اما اکنون در فارکرای ۵ تعداد زیادی سلاح های سرد نیز وجود دارند که مبارزات نزدیک سری را وارد فاز جدیدی کرده اند. بی شک یکی از نقاط قوت اصلی گیم پلی Far Cry 5 تنوع سلاح ها و مبارزات جذاب بازی است که بی شک یکی از برترین بازی های شوتر اول شخص نسل هشتم رقم زده است و هر لحظه در بازی ممکن است تا ناگهان یک سلاح و یا آیتمی ارزشمند پیدا کنید. انواع مدل ها و کلاس های مختلف سلاح ها از کلت و شاتگان و مسلسل گرفته تا اسنایپر و … در بازی وجود دارند و لحظات هیجان انگیزی را در مبارزات برای شما خلق می کنند. گان پلی و سیستم تیراندازی و نشانه گیری بازی نیز فوق العاده خوش دست و روان از کار در آمده است و شلیک با هر سلاحی حس خاص خودش را دارد و لذت بازی را برایتان چند برابر می کند.

یک کمک خیلی بزرگ…

با وجود این هیجان انگیز بودن مبارزات باید به این نکته نیز اشاره کرد که گاها در برخی مواقع در بازی بخش های مبارزات بسیار طولانی می شوند و همین طور پشت سر هم تکرار می شوند که ممکن است گاها برای بازیباز خسته کننده شود ولی این موضوع همیشگی نیست و تازه مربوط به همه بازیبازان هم نمی شود زیرا برخی مانند بنده اگر از اول تا آخر بازی هم مبارزه باشد کیف می کنند! همچنین در بازی به سان بازی های نقش آفرینی سیستم به کارگیری و استخدام کردن نفرات مختلف نیز وجود دارد که می توانید این کار را با افراد محلی انجام دهید تا در مبارزات به کمک شما بیایند (در نسخه چهارم هم چیزی شبیه به این قابلیت وجود داشت) که این مکانیک شبیه به سیستم “Buddy” است که در فارکرای ۲ وجود داشت.

گاهی وسط مبارزات یه وضعیتی میشه که اصلا سگ صاحبشو نمیشناسه!!

در Far Cry 5 این سیستم، “Guns for Hire” (مثل بازی گوست ریکان وایلدلندز) نام دارد و شما باید افراد محلی را قانع کنید تا به جبهه شما بپیوندند و جالب هم اینجاست که هر کدام از مبارزین همراه، توانایی ها و قابلیت ها و شخصیت مخصوص به خود را دارند. همچنین سیستم رام کردن حیوانات که  “Fang for Hire”  نام دارد و در بازی فارکرای پریمال معرفی شده بود در Far Cry 5 نیز وجود دارد و حیوانات وحشی رام شده که هر کدام قابلیت های خاص خود را دارند در مبارزات به کمک شما می آیند و به دستورات شما نیز گوش می کنند. یک مکانیک ماهیگیری نیز در Far Cry 5 وجود دارد که بازی را جذاب تر می کند و تنوع جالبی به حساب می آید.

نخورید به کوه… خواهش میکنم نخورید به کوه…

شما می توانید کمپین و بخش داستانی بازی را به تنهایی یا در کنار یک همراه در بخش cooperative multiplayer انجام دهید. در بازی انواع وسایل نقلیه را در اختیار دارید و از انواع ماشین های کوچک و بزرگ و هواپیما و .. در بازی وجود دارند که می توانید سوار آن ها شده و در جای جای بازی گشت و گذار نمایید. کنترل این وسایل نقلیه خوب کار شده است ولی راستش را بخواهید در برخی موارد مخصوصا کنترل هواپیماها مقداری زیادی ساده و سطحی است و انگار دارید بادبادک راه می برید! البته انتظار نداریم که بازی مثل یک شبیه ساز ریسینگ یا هواپیما باشد ولی خب کنترل وسایل نقلیه در این بازی نیز چیزی مثل گوست ریکان وایلدلندز به نظر می رسد که بسیار بی وزن و سبک است. بازی دارای یک ادیتور نقشه یا مپ ادیتور نیز هست که قابلیت ها و آپشن های آن نسبت به بازی های قبل بسیار گسترده تر شده است.

این هم دیوانه باحالی است!

از دیگر نکات منفی که در گیم پلی بازی وجود دارد و باید به آن اشاره کنم وجود سیستم نحس “خرید درون برنامه ای” آن هم برای یک بازی تک نفره است که این سیستم یک طاعون برای صنعت بازی محسوب می شود و به شخصه هر گاه در یک بازی کامل ۶۰ دلاری از این جور خریدها هم می بینم حالم به هم می خورد و قطعا از بازی نمره کم خواهم کرد. در واقع راستش را بگویم اصلی ترین نمره ای که از این بازی کسر شده است به خاطر همین موضوع است وگرنه الحق و الانصاف بازی اشکال خیلی بزرگی که بخواهیم بابت آن امتیاز خیلی زیادی از بازی کسر کنیم ندارد. این سیستم خرید درون برنامه ای زمانی فقط برای بازی های رایگان بود ولی دیگر پایش به همه بازی ها مخصوصا بازی های یوبیسافت باز شده است و در Far Cry 5 نیز شاهد آن هستیم و از این طریق کلی آیتم های مختلف مثل سلاح های جذاب و وسایل نقلیه مختلف و .. را می توانید بخرید که خیلی سیستم کثیفی است و این حس به بازیباز دست می دهد که انگار بازی را کامل ندارد و بازیش نقص دارد و چیزی کم دارد، در حالی که پول کامل را برای خرید آن پرداخته است و تازه یک بازی در اصل “تک نفره” هم هست!

جان.. جان… جان.. عزیزم

امیدواریم روزی این سیستم خرید درون برنامه ای در بازی های کامل آن هم تک نفره، به درک واصل شود که البته می دانم آرزوی محالی است و بهتر است بگوییم امیدواریم این سیستم از این بیشتر نشود! در مجموع باید گفت Far Cry 5 در بخش گیم پلی هم عنوانی وفادار به ریشه های سری محسوب می شود و هم به اندازه کافی المان های جدید برای متنوع تر کردن بازی و متمایز کردن آن از نسخه های قبلی را در اختیار دارد و از لحاظ میزان و تنوع محتوا نیز تاکنون برترین عنوان این فرنچایز محسوب می گردد که این توانایی را دارد تا بسته به نوع بازی کردن شما و انجام فعالیت های جانبی و بازی کردن ماموریت های مخصوصا بخش کوآپ و … چیزی در حدود ۲۵ تا ۳۵ ساعت تجربه جذاب را در اختیار شما قرار دهد که به صورت تک نفره یا با همکاری دوستان، از آن لذت ببرید.

به از مملکت خودمون نباشه Hope County هم پلنگ خیزه ماشالله! اما خب پلنگ ایرانی یه چیز دیگه اس. 

حرف بزن… بنواز… 

صدا گذاری Far Cry 5 لایق کلمه فوق العاده است و می توانم به راحتی بگویم درصد بسیار زیادی از لذتی که از گیم پلی این عنوان می برید مربوط به همین صداگذاری بی نقص بازی است که کاری می کند تا شما در دنیای بازی غرق شوید و لذت ناب یک شوتر اول شخص با صداگذاری معرکه را تجربه کنید. از صدای محیط گرفته تا صحبت کردن شخصیت ها و صدای تک تک سلاح ها و وسایل نقلیه و …. همه و همه به زیباترین شکل ممکن در بازی قرار داده شده اند و بسیار واقعی هستند. صداگذاران تک تک شخصیت های بازی نیز از جوزف سید گرفته تا هر یک از همراهان شما به بهترین شکل از پس صداگذاری ها بر آمده اند و بخش زیادی از شخصیت پردازی عمیق و جذاب بودن آن ها، به واسطه همین صداگذاری و نوع حرف زدن کاملا با احساس و باکیفیت آن هاست که سبب می شود حس و حال آن ها و داستان بازی را در هر لحظه به طور کامل درک نمایید.  موسیقی های پخش شده در هنگام بازی نیز کاملا در القای حس هیجان بیشتر به شما کمک می کنند و با جو و اتمسفر بازی و مراحل مختلف آن و با داستان و روایت و جو ظلم و ستمی که بر بازی حاکم است دقیقا همخوانی دارند و شاهد موسیقی های کاملا مناسب برای چنین عنوانی هستیم.

تعمیر کامپیوتر در محل اصفهان


ای بترکی الهی!!

این بازی دوست داشتنی…

در نهایت و بعد از بررسی المان ها و بخش های مختلف بازی Far Cry 5 خوشبختانه باید بگویم این عنوان کاملا توانسته است تا به خوبی از تمامی المان های لازم برای تبدیل شدن به یک شوتر اول شخص بی نظیر و نسل هشتمی استفاده نموده و یک بازی جذاب و هیجان انگیز را در اختیار بازیبازان و طرفداران قرار دهد. باید اعتراف کنم که اصلا قبل از تجربه Far Cry 5 فکر نمی کردم بازی تا این حد خوب و جذاب باشد و در بهترین حالت با این که همیشه عاشق این سری بوده ام، فکر می کردم با یک بازی فقط خوب و جذاب طرف باشم و انتظار نداشتم که با این دنیای فوق العاده و این حجم محتوا که مثل بازی های نقش آفرینی است روبرو شوم. اصلا انتظار نداشتم که بازی چنین داستان فکر شده و زیبا و چنین شخصیت های بی نظیر و عمیقی آن هم با این تعداد بالا داشته باشد و هر یک از شخصیت ها از نظر اخلاق و رفتار و حرف زدن گرفته تا پیچیدگی های انسانی و داستان و سرگذشتشان این همه با بقیه فرق داشته باشد.

دور هم یه حیاط وحشی هستیم خلاصه!!

دنیایی بسیار خوش آب و رنگ، زیبا و رویایی از لحاظ طراحی هنری، داستانی فوق العاده و روایتی عالی که کاملا توانایی جذب کردن بازیباز را داراست، شخصیت های بسیار عمیق، پیچیده و پر تعداد، گرافیک فنی قدرتمند و با ثبات، گیم پلی بسیار متنوع و فعالیت های جدید نسبت به بازی های قبلی، استفاده از کمک های شخصیت های همراه بسیار جذاب و متنوعی که در بازی حاضر هستند و هرکدام با تخصص خود اعم از تک تیراندازی تا بمباران با هواپیما و … به کمک شما می آیند، گان پلی و سیستم تیراندازی بسیار خوش دست و لذتبخش و تنوع عالی سلاح ها که تاکنون در تمامی عناوین این سری دیده ایم و همین طور صداگذاری فوق العاده شخصیت ها، همه و همه سبب می شوند تا معدود ضعف های ریز و کم تعداد Far Cry 5 زیاد به چشم نیایند و قابل چشم پوشی باشند و بتوانیم از Far Cry 5  به عنوان یکی از برترین شوترهای اول شخص نسل هشتم تاکنون نام ببریم و تجربه آن را به تمامی بازیبازان علاقمند به این سری و سبک شوتر اول شخص که می خواهند عنوانی عمیق و جذاب اکشن ماجرایی را تجربه نمایند، توصیه کرده و نام Far Cry 5 را به عنوان یک بازی موفق در کارنامه کمپانی محبوب یوبیسافت ثبت نماییم.

هر چقدر از دوست داشتنی بودن این حیوان بگویم کم گفته ام… دلتان می خواهد از بازی بیاریدش بیرون ازش مراقبت کنید!

 Far Cry 5 یک بازی کاملا پخته و حساب شده از سوی یوبیسافت است و نشان داد که این شرکت هنوز هم از بهترین های صنعت بازی است و وقتی که بخواهد یک بازی قدرتمند بسازد حتما توانایی این کار را دارد. Far Cry 5 بدون شک یکی از ۲ بازی برتر سری بزرگ فارکرای در کنار نسخه سوم محسوب می شود و باید بگویم اگر دنبال یک بازی تک نفره یا کواپ می گردید که حداکثر لذت ممکن را از آن در ادامه تعطیلات ببرید قطعا و بدون هیچ شکی Far Cry 5 انتخاب اول است که از بازی کردن آن شگفت زده خواهید شد. همچنین اگر می خواهید آفلاین و به تنهایی نیز بازی را پیش ببرید باید گفت باز هم Far Cry 5 فوق العاده است و بخش داستانی جذاب و پر از پیچیدگی و چالش با داستانی عمیق و شخصیت هایی بی نظیر  را در اختیار شما قرار می دهد تا از یک شوتر اول شخص فوق العاده جذاب و عمیق بهره ببرید. Far Cry 5 عنوانی است که بدون هیچ شکی کاملا ارزش خرید و تجربه کردن را داراست و می توانید روی آن به عنوان یک بازی عالی در ادامه تعطیلات نوروز ۹۷ حساب باز کنید.

  • سیدحسین رجائی
  • ۰
  • ۰

معرفی بازی Extinction

راستش را بخواهید در تیتر مطلب نمی توانستم که تمام گزینه ها را مطرح کنم و دو گزینه شباهت را نام بردم ولی در واقع اگر بخواهیم به طور کامل از بازی Extinction صحبت کنیم باید گفت این بازی مخلوطی از بازی های Sunset Overdrive ,God of War, Shadow of the Colossus و از همه مهم تر Attack on Titan است و از تمام این عناوین، المان های زیادی در Extinction به چشم می خورد که قضیه را جالب می کند، زیرا که معمولا وقتی چنین است فقط دو حالت در انتها پیش می آید. یعنی یا شاهد یک بازی خیلی خوب و موفق خواهیم بود و یا یک بازی افتضاح و بسیار ضعیف. تاریخ لااقل به من نشان داده است که در اغلب موارد، وقتی یک سازنده که تجربه ای در زمینه ساخت یک ژانر ندارد، دست به ساخت یک بازی AAA و بزرگ در آن ژانر بزند منتقدان زیاد روی خوشی به آن نشان نمی دهند و تا می توانند آن را می کوبند، مخصوصا اگر سازنده هم خیلی نامی و مشهور نباشد.

با نمایش هایی که از Extinction تاکنون دیده ام علاقه ای شخصی به آن پیدا کرده و قطعا فارغ از نمره، آن را تجربه خواهم کرد و از اکنون در لیست من در کنار Biomutant و code Vein قرار دارد که اتفاقا آن ها شباهت هایی با این بازی دارند و احتمال کوبیده شدنشان توسط منتقدان تا خوشبخت شدنشان بیشتر است!

لااقل در اکثر مواردی که من تاکنون شاهد بوده ام چنین اتفاقی رخ داده است و حتی وقتی یک بازی عالی توسط یک تیم نه چندان مطرح که شاید زیاد هوای سایت های بزرگ را نداشته است منتشر می گردد، منتقدان عزیز می زنند دخلش را می آورند و مثال اصلی و بزرگش را هم که دیگر می دانید و نیازی به نام بردن از آن بازی کذایی نیست. با نمایش هایی که از Extinction تاکنون دیده ام علاقه ای شخصی به آن پیدا کرده و قطعا فارغ از نمره، آن را تجربه خواهم کرد و از اکنون در لیست من در کنار Biomutant و code Vein قرار دارد که اتفاقا آن ها شباهت هایی با این بازی دارند و احتمال کوبیده شدنشان توسط منتقدان تا خوشبخت شدنشان بیشتر است! جدا از علاقه شخصی، از نظر جهانی گمان می کنم که این بازی را بیشتر از حدی که لیاقتش باشد خواهند کوبید و توی سرش خواهند زد که البته ابن تنها حس من است و هیچ سندی بر درست یا غلط بودن قطعی آن وجود ندارد.

غول ها ناگهان به سمت شما حمله می کنند و در راهشان هر چه ساختمان و مانع است را خرد می کنند تا به شما برسند که این خراب شدن ساختمان ها و .. با سیستم عالی تحریب پذیری بازی همراه می شود تا هیجان بیشتری به بازی ببخشد و این حس که دشمن دارد شهر و سرزمین و خانه شما را ویران می کند باعث می شود تا نوعی حس انتقام به شما در بازی دست دهد که نقش مهمی را در راستای همذات پنداری بازیباز با پروتاگونیست بازی بر عهده دارد.

در هر صورت تنها چند روزی بیشتر تا عرضه بازی Extinction باقی نمانده است و شاید خیلی از شما هنوز حتی نام این بازی را هم نشنیده و تریلری را از آن مشاهده نکرده باشید. بنابراین در این مطلب قصد داریم تا بر اساس اطلاعات و نمایش هایی که تاکنون از این بازی داشته ایم، در مورد این عنوان صحبت کرده و در مورد بخش های مختلف آن به فراخور اطلاعاتی که داریم، نکاتی را در اختیار شما قرار دهیم تا راحت تر بتوانید تصمیم بگیرید که آیا اصلا این بازی از نوع و سبک عناوین مورد علاقه شما هست و ارزش دارد که اطلاعاتش را دنبال کنید و منتظرش باشید یا خیر. پس اگر به هر شکل به داشتن اطلاعات بیشتر در مورد بازی Extinction علاقه مند هستید پیشنهاد می کنم که در ادامه مطلب “پیش نمایش بازی Extinction” با بنده و وبسایت تحلیلی خیری گیمفا همراه شوید.

تا دلتان بخواهید از این گنده بک ها در بازی هست. البته تا دلتان نخواهد هم بازم هست!

بازی Extinction قرار است تا در تاریخ ۳۱ مارچ ۲۰۱۸ برابر با ۱۱ فروردین ۱۳۹۷ برای پلتفرم های PC ,PS4 و Xbox One منتشر گردد و قطعا یکی از بزرگترین چالش هایی که دارد عرضه در تاریخی ۲۰ روز زودتر از بازی بزرگی به نام God of War است که اتفاقا Extinction شباهت هایی هم به آن دارد و شاید هوشمندانه تر بود اگر تاریخ انتشار این بازی را از زمان عرضه “ابر بازی” به نام God of War دورتر می کردند، زیرا بسیاری از دارندگان پلی استیشن ۴ که جامعه غالب بازیبازان دنیا را تشکیل می دهند، ممکن است مجبور باشند تا با توجه به جیبشان تنها یک بازی را در یک بازه یک ماهه خریداری نمایند و مطمئن باشید که از هم اکنون و شاید از مدت ها قبل، آنها خوب می دانسته اند که برای فصل فروردین و اردبیبهشت تصمیمشان چیست و حتی اگر زمین هم به آسمان بیاید، پولشان خرج بازی غیر از God of War نخواهد شد و در فصل بهار “همه هزینه ها فقط برای God of War میشه!!”

دادشمون پرنده اس رسما… به کوه هم نمی خوره…

به این ترتیب شاید عنوان Extinction از بابت این موضوع ضربه بزرگی بخورد، زیرا که یک بازی کامل ۶۰ دلاری نیز هست. به هر حال صبر می کنیم تا ببینی نهایتا چه سرنوشتی در انتظار این بازی خواهد بود و بازخوردها و فروش آن چگونه می شود و آرزو داریم که با یک بازی خوش ساخت طرف باشیم که لااقل چند ماه بعد که ارزان تر شد و از God of War هم سیر شده ایم، آن را بخریم و تجربه نماییم. باید گفت اگر این بازی از المان های خوب و عالی بازی هایی که از آن ها الهام گرفته به درستی و در جای صحیح استفاده کرده باشد و همین طور ترکیب خوب و صحیحی را از آن ها شکل داده باشد، می توانیم به موفقیت Extinction امیدوار باشیم، در غیر این صورت احتمالا شاهد یک آش شله قلمکار و شلم شوربا خواهیم بود که تکلیفش با خودش هم مشخص نیست و خودش هم نمی داند چه بازی است!!

قبول نیست تو خیلی خوشگلی!!!

یکی از بزرگترین سورپرایزهای مراسم E3 2017 معرفی عنوانی اکشن سوم شخص به نام Extinction بود که توسط سازندگان سری Killer Instinct یعنی Iron Galaxy در حال ساخت بود. با همان اولین نمایش بازی در زمان معرفی آن، نکته ای که بسیار توسط مخاطبین شنیده می شد، شباهت های این بازی با سری مانگا و انیمه فوق محبوب و همینطور بازی Attack on Titan بود و البته سازندگان بازی نیز مشکلی با این موضوع و این که الهاماتی از این سری گرفته اند نداشتند. حتی باید گفت که شباهت ها و الهام هایی که بازی Extinction گرفته است پا را از این هم فراتر گذاشته است و به فیلم های هیولایی کلاسیک سینما مثل Godzilla و Jason and the Argonauts و داستان هایی مثل David and Goliath نیز می رسد، با این تفاوت که در اینجا دیوید کاملا مجهز است و می تواند روی در و دیوار و سقف ها و ساختمان ها حرکت و پرش کند!

برخی از نی هیولاها ابهت زیادی دارند و تا حدی ما را یادکلوسی ها می اندازند. البته فقط تا حدی…

در حوزه بازی های رایانه ای هم باید گفت Iron Galaxy برای ساخت این بازی از عناوین اکشنی با شخصیت های اصلی بسیار سریع و پر تحرک مانند Devil May Cry الهام گرفته است. همچنین در گیم پلی بازی المان ها و الهامات زیادی از ژانر مبارزه ای که استودیو Iron Galaxy در این سبک پیشینه دارد و با آن کاملا اشناست نیز به چشم می خورد. آشنا از این جهت که Iron Galaxy تا کنون بر روی ورژن های ارتقا یافته عناوین مبارزه ای محبوب کپکام مثل Street Fighter 3: Third Strike و Marvel Vs. Capcom 2 کار کرده است. همین طور این سازنده بر روی عنوان Killer Instinct برای کنسول ایکس باکس وان نیز کار کرده و البته یک عنوان مبارزه ای جدید نیز به نام Divekick خلق نموده است. پس با این تفاسیر به نظر می رسد که این استودیو به خوبی با المان های ژانر مبارزه ای آشناست و به نظر می رسد که از این آشنایی، در بازی جدید خود یعنی Extinction نیز بهره برده است.

درو باز کردیم داره میاد عید دیدنی!

در Extinction شما در نقش شخصیتی به نام Avil که یک مبارز تعلیم یافته و آموزش دیده با متدهای باستانی و سنتی مبارزات است، قرار می گیرید. این شخصیت و در واقع بازیباز وظیفه حفظ کردن یکی از معدود سرزمین های باقیمانده انسان ها را از سلطه Ravenii ها بر عهده دارد. این Ravenii ها موجوداتی غول پیکر و عظیم و بسیار شبیه به ارک ها هستند که قصد دارند تا سرزمین و تجهیزات و به طور کلی انسان ها را از بین ببرند. پروتاگونیست بازی با استفاده از شمشیر و شلاق جادویی خود در کنار برخی قابلیت های پارکور مانند شامل پرش های بسیار بلند و … باید در ابتدا سیلی از Ravenii های کوچکتر و اصطلاحا minion ها را بکشد تا نهایتا به هدف های مهم تر و بزرگتر و باس های عطیم الجثه و رهبران Ravenii ها رسیده و کارشان را طی نبردهایی جذاب و حماسی بسازد.

دارن در اتاق اجیلا و شیرینیا رو با جادو ۳ قفله می کنن!

با استفاده از بالا رفتن از روی ساختمان های مختلف شما می توانید به بخش های بالایی بدن این هیولاها برسید و به نقاط ضعف آن ها در بخش سر و گردن آن قدر ضربه بزنید تا سرانجام نوبت به ضربه نهایی و اصطلاحا تمام کننده برسد که با روش هایی بسیار زیبا و خشن این غول های چند ده متری را از پای در خواهند آورد. در بازی انگار هر چه بیشتر  Ravenii می کشید، تعداد بیشتری از آن ها راه خود را به سمت شما می یابند و مدام زیادتر می شوند و باید توانایی ها و قابلیت های Avil را دائما بهبود بخشید و تغییر دهید تا بتوانید از پس تهدیدها بر آیید.

رفتن سر آجیلا و صاحبخونه داره از هوا بر سرشون نازل میشه تا بگه نخود هم بخورید!

همان طور که در ابتدای مطلب نیز خدمت شما عرض کردم، Extinction در بخش های مختلف گیم پلی خود شباهت هایی را به عناوینی بزرگ دارد که این شباهت ها می توان به مبارزات پر تعداد با هیولاهایی بسیار عظیم از طریق بالا رفتن از ساختمان ها و سپس قلع و قمع کردن این هیولاها (Attack on Titan)، مبارزات بسیار سریع بر پایه کمبوهای مختلف و پرتعداد روی زمین و هوا (Devil May Cry)، تمرکز بر مبارزه تک نفره یک انسان با موجوداتی بسیار عظیم (Shadow of the Colossus) و قلع و قمع کردن دشمنان با روش های خشن و تمام کننده هایی خونبار (God of War) اشاره کرد که همگی در این عنوان به چشم می خورند، ولی مهم، کیفیت استفاده از این الهامات است که باید ببینیم سرانجام در بازی نهایی چطور استفاده شده اند و آیا در حد و حدود کیفیت عناوین نام برده شده که از آن ها الهام گرفته اند، هستند یا خیر.

این عیدی نداده بود خوردنش!!

شما باید در بازی از انواع قابلیت ها و تجهیزات مختلف شخصیت اصلی به بهترین شکل استفاده نمایید تا بتوانید محیط های بزرگ و آزاد بازی را از دشمنان پاکسازی کرده و در این بین مردم بیچاره را نیز از دست minion ها و Ravenii های دیوانه و عصبانی که به دنبال غذا هستند، نجات بدهید. Avil در بازی می تواند لبه های ساختمان ها و بلندی های مختلف را گرفته و بالا برود و از این قابلیت چه برای رسیدن به دشمنان و چه برای فرار کردن از دست برخی از آنها استفاده نماید. Ravenii در بازی اشکال مختلفی دارند و در فرم های گوناگونی رو در روی شما قرار می گیرند. آنها ناگهان به سمت شما حمله می کنند و در راهشان هر چه ساختمان و مانع است را خرد می کنند تا به شما برسند که این خراب شدن ساختمان ها و .. با سیستم عالی تحریب پذیری بازی همراه می شود تا هیجان بیشتری به بازی ببخشد و این حس که دشمن دارد شهر و سرزمین و خانه شما را ویران می کند باعث می شود تا نوعی حس انتقام به شما در بازی دست دهد که نقش مهمی را در راستای همذات پنداری بازیباز با پروتاگونیست بازی بر عهده دارد.

خود پا نکشد قطعا بوی پا می کشد!!!

شما در مبارزات باید قابلیت فوکوس یا تمرکز Avil را پر کنید و همچنین بایستی بخش های مختلف زره های هیولاها را ابتدا از بدن آنها جدا نمایید و سپس به قطع کردن اعضای مختلف بدن این هیولاها بپردازید. بعد از بی حرکت کردن و از کار انداختن یک Ravenii به وسیله قطع پاها یا دست ها، می توانید از بدن آنها بالا بروید و در قسمت سر و گردن آنها با یک حمله شارژ شده سرشان را قطع و کارشان را یکسره نمایید. البته این را هم بدانید که پنجره زمانی شما برای انجام این کارها محدود است و اگر کمی دیر بجنبید و اشتباه کنید، فرصت کشتن هیولا از دست می رود. می دانید چرا؟ چون این Ravenii های لعنتی، قابلیت regeneration یا دوباره رشد کردن اعضای بدن را در اختیار دارند و مجددا دست و پاهایشان در می آید!

گنده شون تویی الان؟

سازندگان بازی امیدوار هستند که Extinction علاوه بر این که یک روند ساده و در دسترس برای تمام بازیبازان دارد، عمق کافی را نیز در گیم پلی خود و در کنار این روند ساده و در دسترس بازی داشته باشد تا بتواند بازیباز را به خود جذب کرده و پای خود نگاه دارد. در گیم پلی بازی شاهد مبارزاتی بر پایه زمان بندی دقیق در ضربه زدن و همین طور حرکت کردن بسیار سریع در محیط و روی در و دیوار و ساختمان ها هستیم و به نوعی باید گفت شما باید با داشتن استراتژی وارد مبارزات شوید تا بتوانید هیولاهای عظیم و غول پیکر ارک مانند را از پای در اورید. همچنین یکی از نکات جالبی که افرادی که موفق شده اند مقداری از این بازی را تجربه نمایند اذعان داشته اند، این است که فضا و اتمسفر واقعی بازی از آن چیزی که تا به حال در نمایش ها و تریلرهای Extinction دیده ایم بسیار بسیار تاریک تر است و شاهد فضایی سنگین و تاریک در بازی هستیم.

عاشق عمل ظریف و لطبف و ملیح قطع عضو در بازی ها هستم!!

ماموریت شما معمولا در طول بازی این است که تعداد معینی از minion ها و غول ها را بکشید و هر چه که در داستان بازی پیشروی می کنید دسته های دشمنان سخت تر و تنوع هیولاهای غول پیکر و دشمننان اصطلاحا elite در بازی بیشتر می شود تا گیم پلی حالتی خسته کننده به خود نگیرد. در واقع در نمایش های بازی هم که تاکنون شاهد بوده ایم به نظر می رسد تنوع دشمنان و غول های بی شاخ و دم بازی بسیار بالاست و تنوع خوبی را از لحاظ مبارزات در اختیار بازیباز قرار می دهند. مثلا یک سری غول های قدرتمند زره طلایی هستند که می توانند دشمنان و مینیون های پرنده را احضار نمایند تا وقتی می خواهید بخش های مختلف زره آن ها را از بین ببرید و به بدنشان برسید، مزاحم کار شما شوند.

نزن لعنتی!! آخرین جمله خدا بیامرز!!

یکی از نکات منفی که برخی از افرادی که توانسته اند Extinction را بازی کنند، مطرح نموده اند، روند دکمه زنی بیهوده و کورکورانه و مبارزات سطحی شمشیرزنی در نبرد با مینیون ها است و در واقع به نظر می رسد که نبرد با دسته های این دشمنان هیچ جذابیت و عمقی ندارد و شاهد شمشیر زنی های سطحی و بی هدف در این بخش هستیم. اما بر عکس این بخش، تمرکز عالی سازندگان بر روی روان بودن حرکت در محیط و به هوا پریدن و حمله های عمودی در عنوان Extinction سبب خلق مبارزاتی آکرویات گونه در بازی شده است که جذابیت خیلی بالایی دارد. البته باید به این نکته نیز اشاره کنیم که تجربیاتی که برخی افراد از بازی کردن این عنوان بیان کرده اند زیاد جدید نبوده و از زمان دسترسی چند ساعته آن ها به بازی در نمایشگاه E3 زمان زیادی می گذرد و قاعدتا بازی ممکن است تغییرات خیلی زیادی را نسبت به آن زمان به خود دیده باشد و شاید مواردی که منفی به نظر می رسند نیز در نسخه نهایی بازی رفع شده باشند، هر چند که نباید برعکس این حالت را نیز از یاد برد!

خب با این همه خوشگلی شما چیکار کنیم ما آخه!!

در نهایت و بعد از بیان اطلاعاتی که تاکنون در مورد بازی Extinction داریم و صحبت کردن از تجربه برخی افرادی که چند ساعتی این بازی را انجام داده اند، مثل هر پیش نمایش دیگری باید گفت که این صحبت ها نهایتا در مورد خیلی از بخش های بازی جنبه قطعی ندارند و شاید در نسخه نهایی بازی خیلی از المان ها تغییر کرده باشد که امیدواریم اگر هم این طور است، این تغییرات به سمت مثبت بوده باشند. به هر شکل و با تمام این اوصاف و با این که هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی تا زمانی که خود، کنترل یک بازی را در دست نگیریم و تجربه کنیم نمی توان با قطعیت از موفقیت یا شکست یک بازی صحبت کرد، اما به هر حال با توجه به شواهد و قرائن و اطلاعاتی که از یک عنوان منتشر می شود می توان حدس زد که احتمال موفقیت بازی بیشتر است با شکست آن.

اینا اومده بودن همه آجیلا رو (فقط پسته) رو خوردن و عیدی هم ندادن و می خواستن برن که اینطوری شد!!

در مورد بازی Extinction نیز اگر بخواهم صادقانه صحبت کنم به شخصه فکر می کنم که از لحاظ بازخوردهای جهانی، Extinction عنوانی است که احتمال و شانس موفق شدن و یا شکست خوردن آن تقریبا برابر است و همان قدر که می توانیم به یک تجربه شیرین و لذتبخش امیدوار باشیم، باید احتمال شکست بازی و یا بسیار معمولی بودن آن لااقل از دیدگاه منتقدین را نیز به صورت جدی در نظر داشته باشیم. امیدوار هستیم که در نهایت، چند روز دیگر و در تاریخ ۳۱ مارچ ۲۰۱۸ برابر با ۱۱ فروردین ۱۳۹۷ که Extinction برای پلتفرم های PC ,PS4 و Xbox One منتشر خواهد شد، شاهد یک بازی خوش ساخت و جذاب اکشن ماجرایی و هک اند اسلش باشیم که به خوبی از المان های موفق برخی از بزرگترین بازی های تاریخ استفاده کرده است و ترکیبی همگون و جذاب را در اختیار بازیبازان قرار خواهد داد. زمان خیلی کوتاهی تا این که بتوانیم به تجربه Extinction بپردازیم باقی مانده است و تنها باید چند روز دیگر صبر کنیم تا ببینیم نهایتا Iron Galaxy چه آشی برایمان پخته است؟

  • سیدحسین رجائی
  • ۰
  • ۰

در صنعت بازی‌های ویدیویی همیشه آثاری را دیده‌ایم که با ایده‌های جاه طلبانه ساخته شده‌اند و در ظاهر مشکلی ندارند اما وقتی واردش می‌شوید، می‌فهمید که اثر مورد نظر چه پتانسیل بالایی داشته است ولی تیم سازنده به‌خوبی نتوانسته از آن استفاده کند یا مشکلات ساده‌ای را می‌بینیم که نبود آن‌ها باعث می‌شد با بازی‌ای کامل‌تر و پخته‌تری طرف باشیم. زمانی که استودیو ریر (Rare Studio)، سازنده بازی Sea of Thieves، این بازی را معرفی کرد، همه‌ی هواداران ایکس باکس خوشحال بودند زیرا می‌توانستند یک اثر خاص و منحصربه‌فرد را تجربه کنند اما رفته رفته در نمایش‌های بعدی بازی Sea of Thieves، یک سری شک و شبهه در دل مخاطبان به‌وجود آمد و مهم‌ترین آن هم این بود که آیا محتویات بازی Sea of Thieves به اندازه‌ای است که در طولانی مدت مخاطب را سرگرم کند؟ آیا این بازی ارزش پرداخت هزینه ۶۰ دلار را دارد؟ حال بازی Sea of Thieves پس از تاخیرها و نمایش‌های متفاوت‌اش بالاخره عرضه شده است اما جدیدترین دست پخت استودیو ریر، چیزی نیست که بتوانید آن را اثری ارزشمند بدانید.

پیش فرض بودن شخصیت‌ها ایده جالبی است که به‌جای سیستم شخصی‌سازی بازی مورد استفاده قرار گرفته است

Sea of Thieves یک بازی ماجراجویی آنلاین است که در جریان آن شما باید به دریانوردی و پیدا کردن گنج مشغول شوید زیرا یک دزد دریایی هستید. استودیو ریر ایده‌ی جالبی در بخش شخصی سازی شخصیت بازی پیاده‌سازی کرده است و آن هم این است که شما اجازه ندارید شخصیت مورد علاقه خودتان را بسازید و در همان ابتدا چند شخصیت پیش‌فرض برای شما در نظر گرفته شده است اما، امکان دارد از شخصیت‌ها خوش‌تان نیاید و می‌توانید با انتخاب گزینه مورد نظر، شخصیت‌های پیش‌فرض دیگری را مشاهده کنید. به‌عبارتی سیستم شخصی‌سازی شخصیت به صورت خودکار انجام می‌شود و شما تنها اجازه انتخاب شخصیت ساخته شده توسط بازی را دارید. این حرکت ایده جالب و متنوعی است و از آن جایی که بازی Sea of Thieves اصلا اثری جدی نیست، وجود چنین سیستمی خللی در تجربه شما به‌وجود نمی‌آورد. حتی از این ایده در طراحی NPCهای بازی هم استفاده شده است و هربار که پس از وارد و خارج شدن از بازی وارد یک پایگاه یکسان می‌شوید، طراحی متفاوتی را برای NPCهای بازی شاهد هستید.

بررسی بازی Sea of Thieves

سیستم آب و هوایی Sea of Thieves، به خوبی روی گیم‌پلی بازی تاثیر گذاشته است

از آن‌جایی که با یک بازی شبیه‌ساز دریانوردی طرف هستیم، رعایت مواردی نظیر شرایط جوی، کنترل کشتی و دقیق بودن این کار از ضروری است و استودیو ریر در انجام آن‌ها کاملا موفق بوده است. زمانی که کشتی شما نزدیک یک جزیره یا پایگاه قرار دارد باید از لنگر کشتی استفاده کنید تا بتوانید آن را نگه دارید و از طرفی بادبان‌های کشتی را ببندید تا کشتی شما آسیب نبیند. حال زمانی که قصد حرکت کردن دارید، باید بادبان‌ها را باز کنید و لنگر را بالا بکشید؛ صحبت‌های ذکر شده موارد روتین یک بازی دریانوردی است اما در Sea of Thieves، زمانی که قصد دور زدن در دریای بی‌کران را دارید یا در شرایط جوی نامناسب قرار گرفته‌اید، تغییر زاویه بادبان‌ها یا میزان باز و بسته بودن‌شان، مواردی هستند که می‌توانند کمک حال شما باشند و همیشه یک شخص باید وظیفه رسیدگی به بادبان‌ها را برعهده بگیرد. شاید در نگاه اول رعایت این موارد آن چنان ضروری نباشد اما زمانی که وارد نبرد‌های دریایی می‌شوید که کشتی حریف از نظر مکانی به شما برتری دارد، تغییر زاویه بادبان و باز و بسته بودن‌اش، می‌تواند سرعت کشتی و نحوه چرخش را تغییر دهد و از این‌رو واکنش بهتری را از خود نشان خواهید داد. وضعیت آب و هوایی جدای از تاثیراتش روی دریانوردی شما،‌ در مبارزات دریایی هم تاثیر گذار است و شدید یا کم بودن وزش باد، موردی است که باید آن را در شلیک‌های خود رعایت کنید. جالب‌ترین نکته در شبیه‌سازی دریانوردی و کشتی‌رانی بازی Sea of Thieves به نحوه خراب شدن کشتی شما مربوط می‌شود که در این بخش، اگر کشتی شما آسیب ببیند، سریع باید وارد طبقه پایین کشتی شده و از طریق چوب‌هایی که دارید، جای شکسته شده را ببندید و درادامه آب‌های وارد شده به کشتی را از طریق سطل خارج کنید. اگر به موقع این کارها را انجام ندهید، کشتی شما غرق می‌شود.

 
بازی Sea of Thieves در بهترین حالت یک اثر ۳۰ دلاری است و ۶۰ دلار، رقم ناعادلانه‌ای است که برای بازی در نظر گرفته شده است

درکنار تمامی این موارد بازی Sea of Thieves داستانی ندارد که روایت شود و گیم‌پلی، مهم‌ترین فاکتور بازی است. درست است که بازی در بخش شبیه‌سازی خوب ظاهر شده اما مشکل کمبود اصلی محتوا است که Sea of Thieves را زمین می‌زند. نحوه بازی کردن و انجام ماموریت‌ها بدین شکل است که باید در پایگاه و از چادر مورد نظر یک سری Voyage را انتخاب و آن‌ها را در کشتی فعال کنید. پس از فعال کردن، نقشه جزیره‌ای را که باید به آن بروید مشاهده می‌کنید و حال باید به سمت محل مورد نظر، دریانوردی کنید. برای انجام مراحل، می‌توانید به‌صورت تک‌نفره به‌ماجراجویی بپردازید یا اینکه به صورت دو تا چهارنفره این کار را انجام دهید. مشکل دقیقا از همین نقطه شروع می‌شود. بازی Sea of Thieves اثری است که باید آن را با تیم چهار نفره انجام دهید. یکی مسئول لنگر انداختن و بادبان‌ها باشد، یکی وظیفه هدایت کشتی را برعهده داشته باشد، یکی از اعضا مراقب محیط و حمله دشمنان باشد و در انتها، آخرین هم‌تیمی‌ هم وظیفه مسیریابی را برعهده بگیرد. حال باید شانس‌تان بسیار خوب باشد تا یک تیم درست و حسابی با شما همراه شود و معمولا افرادی که وارد تیم‌تان می‌شوند، بویی از کار تیمی نبرده‌اند؛ اگر بخواهید تنهایی هم بازی کنید، بازی به هیچ‌وجه شما را سرگرم نخواهد کرد و نمی‌توانید از دنیای Sea of Thieves لذت ببرید. کار تیمی مهم‌ترین فاکتور گیم‌پلی بازی است اما متاسفانه با اثری روبه‌رو هستیم که اکثر بازیکنان‌اش به هیچ‌وجه کاری را که باید انجام شود انجام نمی‌دهند. حال به‌سراغ محتوا برویم. ماموریت‌های شما در کل به سه نوع تقسیم می‌شوند؛ یا باید به‌دنبال کاپیتان اسکلت‌های دزدان دریایی باشید، یا گنج پیدا کنید، یا مرغ بگیرید! تمامی این موارد شاید در ساعات اولیه سرگرم کننده باشند اما رفته رفته روندی تکراری به خود می‌گیرند و به‌جایی می‌رسید که تمامی کارهای بازی برای شما خسته‌کننده می‌شود. حتی پاداش‌های بازی پس از انجام مراحل نسبت به قیمت آیتم‌های تزئینی آن قدر کم است که شاید برای خرید یک ست لباس جدید مجبور شوید ۱۰ ساعت ماموریت‌های مختلفی را انجام دهید.

بررسی بازی Sea of Thieves

یکی دیگر از مواردی که آزار دهنده است، این است که بازی فاقد Mini Map یا یک سیستم برای پیدا کردن هم‌تیمی‌ها است. فرض کنید شما به دنیای شخص دیگری متصل شده‌اید و وی در وسط یک ماجراجویی در جزیره‌ای بزرگ قرار دارد. حال هیچ نقشه یا راهنمایی وجود ندارد که بتوانید آن‌ها را پیدا کنید و تنها راه، این است که از هدست خود استفاده و محل آن‌ها را با صحبت کردن پیدا کنید. قضیه از وقتی جالب‌تر می‌شود که به اسلحه‌های بازی اشاره کنیم. در بازی Sea of Thieves تنها چهار اسلحه دارید و قادر به خرید اسلحه‌های جدیدتر نیستید و تنها می‌توانید با خرید پوسته برای آن‌ها، شکل و شمایل‌شان را عوض کنید. جدای از تمامی موارد ذکر شده، اگر تیم درستی داشته باشید یا با دوستان خود Sea of Thieves را تجربه کنید، این اثر می‌تواند بازی سرگرم کننده‌ای باشد؛ آن هم زمانی که پای کارهای بامزه و جالبی نظیر نواختن موسیقی به‌وسط بیاید که در آن برهوت آبی‌رنگ، حسابی می‌چسبد. از گیم‌پلی که خارج شویم، گرافیک و طراحی‌های بازی موردی است که به بهترین شکل ممکن انجام شده است و نمی‌توان ایرادی به بخش گرافیکی گرفت. غروب‌های بازی، یکی از بهترین چشم‌اندازها را دارند و دوست دارید به آن خیره شوید. همچنین در شب، نورپردازی و افکت‌های نوری حاصل از فانوس دستی و فانوس‌های داخل کشتی بسیار عالی کار شده‌اند و دنیای فانتزی Sea of Thieves به نحوی طراحی شده است که محو آن خواهید شد. موسیقی و صداگذاری بازی هم در نوع خوب کار شده است و استفاده از ابزارهای موسیقی در بازی، نظیر ویولن و هاردی گاردی (Hurdy-Gurdy) سبب شده بتوانید آهنگ‌های مخصوص دزدان دریایی را در کنار هم تیمی‌هایتان بنوازید.

در مجموع بازی Sea ofThieves پتانسیل بالایی داشت اما به دلیل بی‌توجهی سازنده به موارد ذکر شده، نمی‌تواند آن طور که باید و شاید شما را سرگرم کند و موفق ظاهر شود. به‌عبارتی بازی آنقدر محتویات کمی دارد که پرداخت ۶۰ دلار برای آن واقعا ناعادلانه است. Sea of Thieves صرفا یک اثر دریانوردی بر پایه اکتشافات است و هیچ محتویات دیگری را ارائه نمی‌دهد

Sea of Thieves

بازی Sea of Thieves اولین بازی انحصاری مایکروسافت در سال ۲۰۱۸ است که متاسفانه با تمام پتانسیل‌اش نتوانست به اثری درگیر کننده و جذاب تبدیل شود. بازی از مشکلات زیادی نظیر کمبود محتوا و خسته کنده بودن رنج می‌برد اما در این میان، اگر با دوستان خود به تجربه Sea of Thieves بپردازید، می‌توانید از دنیای بازی لذت برده و خود را سرگرم کنید.

  • سیدحسین رجائی
  • ۰
  • ۰

اما به طور خلاصه در مقاله‌ی گذشته پس از صحبت در مورد فرآیند رندرینگ و بیان گام به گام مراحل مرتبط با CPU و GPU،‌ در این رابطه صحبت کردیم که اگر پردازنده‌ی مرکزی سیستم، نقطه‌ی گلوگاه فرآیند باشد عمده کاری که از جانب ما برمی‌آید مدیریت میزان تعداد دستوراتی است که باید برای رندر فریم‌های بازی مورد نظر ما برای پردازنده‌ی گرافیکی ارسال شود که مدیریت این مسئله هم در چند زیر موضوع مختلف صورت می‌گیرد. اما قبل از شروع موضوع جدید باید به این نکته هم اشاره کنیم که وظایفی که پردازنده‌ی مرکزی در اجرای یک بازی بر عهده دارد محدود به فرآیند رندرینگ نیست و از اجرای کد‌های بازی گرفته تا انجام محاسبات فیزیکی درون محیط همگی بر عهده‌ی این قطعه از رایانه است. حتی به صورت دقیق‌تر در موتوری همانند یونیتی هم با این که وظایف مشخصی از مسئله‌ی رندرینگ بر عهده‌ی ترد (Thread) اصلی است اما این ترد وظایف بسیار دیگری از جمله اجرای کدهای اسکریپت‌های بازی را هم بر عهده دارد. برای همین اگر بازی ما به خاطر این ترد در پردازنده‌‌ی مرکزی دچار گلوگاه شده باشد، باید در کنار توجه به نکات مربوط به فرآیند رندرینگ، گزینه‌های بهینه‌سازی دیگر از جمله بهینه‌سازی کد‌های اسکریپت را هم مورد توجه قرار دهیم.

پروفایلر یونیتی / unity profiler

 

اگر پردازند‌ه‌ی گرافیکی گلوگاه باشد

مثل دیگر موارد اولین کاری که در این زمینه باید صورت بگیرید شناسایی دلیل به‌وجود آمدن گلوگاه است. کارایی پردازنده‌های گرافیکی معمولا به خصوصیتی به نام Fill Rate آن‌ها محدود می‌شود که در ادامه در مورد آن صحبت خواهیم کرد. اما در کنار این مورد دو مسئله‌ی پهنای باند حافظه (Memory Bandwidth) و Vertex Processing هم می‌توانند نقاطی برای ایجاد گلوگاه باشند که البته تاثیر آن‌ها معمولا کم‌تر از مورد اول است.

 

نرخ پر‌کردن یا Fill Rate

تعریف این ویژگی بسیار ساده است و اشاره به تعداد پیکسل‌هایی دارد که یک پردازنده‌ی گرافیکی می‌تواند در ثانیه رندر کند. این که این میزان چگونه حساب می‌شود خارج از بحث ما است اما کاملا مشخص است که میزان وضوح تصویر و همچنین نرخ فریم بازی به طور مستقیم روی تعداد پیکسل‌هایی که باید در ثانیه حساب شوند تاثیر گذار هستند و برای همین به راحتی می‌توان از طریق آن‌ها فهمید که آیا فرآیند رندرینگ شما به خاطر همین ویژگی دچار مشکل شده است یا خیر. برای دانستن این مسئله کافی است سه گام زیر را انجام دهید:

  • بازی خود را پروفایل کرده و زمان مربوط به پردازنده‌ی گرافیکی را ثبت کنید
  • از طریق گزینه‌ی Player Setting وضوح تصویر بازی را کاهش دهید (مثلا از فول‌اچ‌دی به اچ‌دی)
  • دوباره بازی را پروفایل کنید. اگر عملکرد بازی بهتر شد احتمالا مشکل از همین ویژگی است

gpu fill rate

اگر بازی شما به خاطر این ویژگی دچار مشکل شده است، احتمالا این مسئله به خاطر یکی از سه دلیل Fragment Shaders، Overdraw یا Image Effect خواهد بود.

 

Fragment Shaders

Fragment shaders بخشی از کد‌های سایه‌زنی هستند که به پردازنده‌ی گرافیکی می‌گویند که یک پیکسل تنها را چگونه ترسیم کند. دقت کنید این بخش از کد‌ها برای هر پیکسلی که باید ترسیم شود توسط پردازنده‌ی گرافیکی اجرا می‌شود و برای همین کوچک‌ترین مشکل در این بخش می‌تواند تاثیر زیادی روی عملکرد نهایی داشته باشد. جدای از این بحث به طور کلی در رابطه با شیدرها چند نکته‌ی مهم وجود دارد. اولین نکته این است که تا می‌توانید بهتر است هم برای افزایش سرعت تولید و هم دستیابی به عملکرد بهتر از شیدرهای آماده‌ی خود موتور استفاده کنید. چرا که معمولا آن‌ها توسط تیم سازنده به بهترین شکل ممکن بهینه شده‌اند و برای همین نگرانی بابت عملکرد آن‌ها وجود ندارد. Unity’s Standard Shader از این نمونه هستند که می‌توانید روی لینک آن کلیک کرده و اطلاعات بیشتر را در مورد آن‌ها کسب کنید.

از طرفی کاملا طبیعی است که بهای جزییات بیشتر مصرف بیشتر منابع سخت‌افزاری است و برای همین تا می‌توانیم باید اصل خود را روی سادگی شیدر‌ها و سپس بهینه بودن آن‌ها بگذاریم که اگر شما خودتان شیدرهای مورد نیازتان را آماده می‌کنید بهتر است دو مقاله‌ی مرتبط با موتور یونیتی را که در زیر آورده‌ایم مطالعه کنید.

  • Performance tips when writing shaders
  • Optimizations

نکته‌ی آخری که در این بخش وجود دارد این است که اگر جنبه‌ی ظاهری بازی شما دچار مشکل نمی‌شود، هیچ مشکلی ندارد که مثلا از شیدرهایی استفاده کنید که برای دستگاه‌های موبایل آماده و بهینه شده‌اند. به دلیل سبک بودن این گونه شیدر‌ها استفاده از آن‌ها می‌تواند منابع سخت‌افزاری قابل توجهی را برای ما در پلتفرم‌های دیگر آزاد کند.

 

Overdraw

این اصطلاح برای زمان‌هایی به کار می‌رود که یک پیکسل مشخص برای چندین مرتبه درون فریم نهایی رندر می‌شود. مثلا فرض کنید ما در بخشی از تصویر خود چندین شی را در یک ردیف پشت‌سر هم داریم. در چنین حالتی با این که کاملا عقلانی است که فقط آن شی نزدیک به تصویر که دیگر اشیا را پوشانده رندر کنیم اما در شرایطی نمی‌توانیم به این روش عمل کنیم. به روش توضیح داده شده اصطلاحا روش بالا به پایین می‌گویند که در آن ترتیب اشیا مشخص شده و صرفا شی جلویی رندر می‌شود. اما مثلا در شرایطی که شی جلویی ما یک شی شفاف (Transparent) باشد، در چنین حالتی موتوری همانند یونیتی ترتیب رندر را عوض کرده و به صورت پایین به بالا فرآیند رندر را انجام می‌دهد تا بتواند حالت تصویر در پشت یک شی شفاف را به خوبی ایجاد کند. بنابراین همان گونه که مشخص است در چنین حالتی یک پیکسل چندین نوبت رندر می‌شود که عمل هزینه‌بری است.

Overdraw مبحث پیچیده‌ای است و این گونه نیست که با یک راهکار مشخص بتوانیم تمامی مشکلات مربوط به آن را حل کنیم با این حال اگر بتوانیم به روشی از تعداد اشیایی که روی هم قرار می‌گیرند و موتور یونیتی هم نمی‌تواند آن‌ها برای رندر ترتیب‌بندی کند کم کنیم، می‌توانیم به مقدار زیادی به هدف خودمان برسیم. بهترین نقطه برای فهمیدن این که ما چه تعداد اشیا را در پشت‌سر هم در صحنه داریم این است که همانند تصویر زیر از بخش نوار کنترلی منظره، گزینه‌ی Overdraw را انتخاب کنیم. در چنین حالتی به صورت خودکار و در هر نمایی که تصویر را قرار بدهید، موتور بازی به طور خودکار میزان اشیایی را که در پشت‌سر هم قرار گرفته‌اند با استفاده از بازه‌ی رنگ سیاه (عدم وجود هیچ‌ گونه روی هم قرار گرفتگی) تا سفید (شدت بالایی از روی هم قرار گرفتن اشیا) به شما نشان می‌دهد.

unity

دقت کنید با این که تعداد اشیای درون صحنه هیچ تغییری نمی‌کند ولی گذر احتمالا گذر نمای دوربین از جهتی که شدت این مسئله در آن کم‌تر است هم می‌تواند روی عملکرد بازی شما تاثیر گذار باشد. با این حال اولین توصیه کم‌کردن این است که تا می‌توانید با رعایت ظاهر گرافیکی بازی اشیایی که در پشت هم قرار می‌گیرند را کم کنید.

البته بد نیست این را بدانید که مهم‌ترین متهمان رخ‌دادن مشکل Overdraw، متریال‌های شفاف، ذرات بهینه‌نشده و عناصر رابط کاربری هستند که روی دیگر اشیا قرار گفته‌‌اند. به عنوان مثال شما می‌توانید در رابطه با مسائل مرتبط با رابط‌کاربری از این لینک مطالب مفیدی را به دست آورید.

 

Image Effects

افکت‌های تصویری هم یکی از مهم‌ترین دلایل مشکلات مربوط به Fill Rate در بازی‌های ویدیویی هستند به خصوص اگر ما به طور همزمان از چندین افکت تصویری در بازی خود استفاده می‌کنیم. جدای از این که مثل همیشه باید سعی کنیم این عنصر را در بهینه‌ترین حالت خود مورد استفاده قرار دهیم، اما اگر بازی ما از چندین افکت‌ تصویری به صورت همزمان روی یک دوربین استفاده می‌کند بهتر است در یک زمان اعمال این افکت‌ها روی تصویر را صادر کنیم. اگر یادتان باشد در مباحث مرتبط با پردازنده‌ی مرکزی هم ترتیب و تعداد صادرکردن دستورات به طور مستقیم روی کارایی مجموعه تاثیر گذار بود. البته باز هم پیش می‌آید که با رعایت تمامی این نکات بازی شما از جنبه‌ی Fill Rate همچنان دچار مشکل باشد که بهترین گزینه در این نقطه غیرفعال کردن افکت‌های تصویری در سیستم‌های پایین‌رده است.

 

پهنای باند حافظه (Memory Bandwidth)

منظور از پهنای باند حافظه میزان سرعت خواندن و نوشتن پردازنده‌ (چه مرکزی و چه گرافیکی) روی حافظه‌ی اختصاصی مربوط به آن است. دقت کنید که همانند پردازنده‌ی مرکزی که به حافظه‌ی رم برای انجام کارهای خود نیاز دارد، در هر کارت‌ گرافیکی هم به منظور تامین نیاز‌های پردازنده‌ی گرافیکی، حافظه‌هایی در نظر گرفته شده است که معمولا ما همانند مثال GTX 1060Ti 6GB میزان ظرفیت حافظه‌ی هر کارتی را در نام آن مشاهد می‌کنیم. اما اگر بازی شما از این مسئله رنج می‌برد نحوه‌ی شناسایی آن بسیار شبیه حالت قبل است.

  • بازی خود را پروفایل کرده و زمان مربوط به پردازنده‌ی گرافیکی را ثبت کنید
  • از طریق گزینه‌ی Project Setting و گزینه‌ی Quality میزان کیفیت بافت‌ها (Textures) را کاهش دهید (مثلا از Full Res به Half Res)
  • دوباره بازی را پروفایل کنید. اگر عملکرد بازی بهتر شد احتمالا مشکل از همین ویژگی است

پهنای باند حافظه گرافیکی

البته ممکن است همانند تصویر بالا هیچ تفاوتی ایجاد نشود که این مسئله نشان‌دهنده‌ی عدم مشکل در این زمینه و وجود مشکل در میزان Fill Rate است چرا که تمامی این تصاویر روی یک سیستم و به صورت اختصاصی برای این مقاله ضبط شده است. به هر جهت اگر مشکل از پهنای‌باند بود باید بدانید که این مشکل معمولا به خاطر این رخ می‌دهد که ما در حال استفاده از بافت‌هایی در بازی خود هستیم که بیش از حد کشش منابع سخت‌افزاری ما بزرگ هستند.

راه‌حل کاملا مشخص است و ما باید به طریقی بافت‌های به کار رفته در بازی خود را بهینه‌ کنیم. اولین راهکار در این زمینه فشرده کردن بافت‌ها یا همان Texture Compression است. دقت کنید که فرمت‌های مختلفی برای فشرده‌سازی بافت‌ها وجود دارد که ما به طور خلاصه به این مسئله در بخش مربوط به موبایل اشاره کردیم و صرفا در زمان بسته‌بندی بازی و البته با توجه به محدودیت‌های هر کدام از اشکال فشرده‌سازی می‌توانیم از این تکنیک در بازی خود استفاده کنیم. شما می‌توانید اطلاعات بیشتر در این زمینه را از طریق این لینک به دست آورید.

اما راهکار دیگری که در این زمینه وجود دارد استفاده از Mipmaps در بازی است. Mipmaps نسخه‌های کم کیفیت‌تر از بافت‌های شما هستند که موتور یونیتی با استفاده از آن‌ها سعی می‌کند در زمان‌های که بعضی از اشیا از دوبین فاصله دارند، با به کار گیری این بافت‌های کم‌کیفیت‌تر روی اشیا، بار رندر کردن آن‌ها درون صحنه را کم‌تر کنند. شما به راحتی می‌توانید همانند حالت Overdraw از منوی کنترلی صحنه و انتخاب گزینه‌ی Mipmaps میزان بهره‌ی اشیا درون صحنه از این ویژگی را مشاهده کنید.

mipmaps

 

Vertex Processing

منظور از Vertex Processing کارهایی است که پردازنده‌ی گرافیکی باید برای رندر کردن هر راس در یک مش (Mesh) انجام دهد. دقت کنید که هر مدل سه‌بعدی در ابتدا از شبکه‌ای توری مانند به نام مش همانند تصویر زیر تشکیل شده است که این شبکه‌ هم از راس‌های متعددی تشکیل شده است.

mesh / 3d modelling/ مدل‌سازی سه‌بعدی

اگر مشکل بازی ما به خاطر Fill Rate و پهنای‌باند حافظه نبود، احتمالا باید مشکل را در Vertex Processing یا همان فرآیند پردازش رئوس جست و جو کنیم. این فرآیند به طور مستقیم تحت تاثیر دو عامل تعداد رئوس و همچنین تعداد عملیات‌هایی است که باید روی هر راس صورت بگیرد. برای همین راهکار موجود هم پیرامون کم‌کردن تعداد عامل‌های گفته شده قرار دارد.

اولین و مهم‌ترین مسئله کاهش پیچیدگی‌های غیرضروری در مش‌ها است که نمونه‌ی آن را در مطالب قبلی و در رابطه با نمونه‌ی آماده شده‌ی یکی از دوستان بیان کردیم. بهتر است از همان ابتدا و در نرم‌افزار مدل‌سازی فرآیند کاهش جزییات صورت بگیرد. همچنین در کنار این مورد استفاده از تکنیک Level of Detail یا به اختصار LOD هم می‌تواند در کاهش پیچیدگی مش‌ها موثر باشد. در این تکنیک موتور به صورت خودکار یا حتی به صورتی که شما باید مقدماتش را فراهم کنید، اشیای دورتر به دوربین را در شکلی ساده‌تر رندر می‌کند که این مسئله به حذف پیچیدگی‌های غیرقابل مشاهده مش‌ها کمک می‌کند. شما می‌توانید از این لینک اطلاعات بیشتری را در این زمینه به دست آورید.

اما اگر علاقمندید در کنار حفظ عملکرد بازی در حد قابل قبولی هم جزییات روی مش‌های خود را داشته باشید بهتر است از تکنیکی به نام نرمال مپینگ (Normal Mapping) استفاده کنید که البته در صورت عدم رعایت نکات مربوط به این تکنیک خود این تکنیک هم می‌تواند مشکلاتی را برای کارایی پردازنده‌ی گرافیکی شما ایجاد کند. اطلاعات بیشتر برای این به کارگیری این تکنیک را می‌توانید از این لینک به دست آورید.

اگر به هر جهت مش مورد نظر ما از نرمال‌ها بهتره نمی‌برد می‌توانیم در زمان وارد کردن آن‌ به موتور بازی گزینه‌ی Tangents را برای آن غیرفعال کنیم و این گونه میزان اطلاعاتی را که برای رندرکردن آن مش برای پردازنده‌ی گرافیکی ارسال می‌شود کاهش دهیم.

unity import setting

به عنوان آخرین نکته در این بخش باید به این مسئله توجه کنید که شیدر‌هایی که برای رئوس نوشته می‌شوند، چگونگی رندرشدن هر راس را به پردازنده‌ی گرافیکی نشان می‌دهند. برای همین اگر بازی ما از جنبه‌ی Vertex Processing دچار مشکل است، ممکن است کاهش پیچیدگی شیدرهای نوشته شده برای این رئوس بتواند در بهبود این مشکل مفید باشد. همچنین ما نکات مربوط به استفاده از شیدرها را در قسمت مربوط به Fragment Shaders تا حدودی برای شما بیان کرده‌ایم که کاملا برای این مسئله هم قابل استفاده هستند.

 

جمع‌بندی

در مجموع در این مقاله و مقاله‌ی قبلی ما نکاتی را در رابطه با فرآیند پروفایل کردن فرآیند رندرینگ یک بازی و رفع مشکلات مربوط به آن بیان کردیم. دقت کنید که با این که فرآیند رندرینگ یکی از مهم‌ترین بخش‌های فنی یک بازی را تشکیل می‌دهد ولی تمامی آن را در برنمی‌گیرد. مثلا در رابطه با همین موتور یونیتی که مبانی تمامی صحبت‌های ما بود، مقاله‌هایی در زمینه‌ی بهینه‌سازی کد‌های اسکریپت و یا حتی مدیریت حافظه‌ی رم وجود دارد. برای همین همواره سعی کنید از این اصل کلی پیروی کنید که هر بخشی از فرآیند تولید یک بازی ویدیویی را که یاد می‌گیرید، در قدم بعدی در ابتدا سعی کنید با تمرین و آزمایش روی آن مسلط شده و سپس بعد از آن بخش‌های مرتبط با بهینه‌سازی آن را هم یاد بگیرید. دقت کنید مادامی که مثلا شما درست و اصولی فرآیند رندرینگ را درک نکرده باشید نخواهید توانست نکات مربوط به بهینه‌سازی آن را هم به خوبی یاد بگیرید. به همین خاطر در ابتدا اصل روی یادگیری کامل یک مبحث و سپس یادگیری نکات مربوط به بهینه‌سازی آن است.

  • سیدحسین رجائی